جریان جدایی ابوبکر بغدادی از القاعده چه بود

index

جریان جدایی ابوبکر بغدادی از القاعده چه بود

index

پس از گذشت چند سال از برآمدن داعش در منطقه اکنون دیگر اکثر خبرهای مربوط به داعش به جنایات این گروه و نیز تحولات مربوط به آن است. با این حال نگاه عمیق تر برخی از پژوهشگران به این مساله می تواند زوایای پنهان این گروه در تبلیغات و عضوگیری را بیش تر مشخص کند. در سلسله مطالبی که پس از این خواهد آمد، گزارشی از یک پژوهش مرتبط با تبلیغات داعش و تفاوت های آن با القاعده منتشر می شود که می تواند برای تحلیلگران بسیار قابل استفاده و کاربردی باشد. این تحقیق توسط ماری ناوناریو در نشریه Studies inConfl ict &Terrorism نکاشته شده است.

«ما در جنگ هستیم و نیمی از جنگ در صحنه رسانه اتفاق می افتد.» این صحبت های قرمانده القاعده ایمن الظواهری خطاب به ابو مصعب الزرقاوی فرمانده وقت القاعده در عراق بود که از سال ۲۰۰۶ کار خود را شروع کرد. در آن زمان نبرد برای فتح قلب های مردم میان القاعده و غرب جریان داشت و امروز القاعده تلاش می کند تا در برابر یاران سابق خود که امروز به نام دولت اسلامی شناخته می شوند، قلوب هوادارانش را فتح کند. در کنار تلاشی القاعده و دولت اسلامی برای برتری یافتن بر دیگری تحلیل گران از سوی دیگر تلاش می کنند تا تفاوت های این دو گروه و تهدیدهای بالقوه و بالفعل هر کدام را شناسایی کنند.

با توجه به اینکه گروه های جهادی به رسانه به عنوان بخشی از زمین جهاد نگاه می کنند و همچنین بر پایه این استدلال که تروریسم، ترور را با تقویت آن از طریق رسانه ممزوج کرده است، این تحقیق می خواهد شیوه های ترویج گروه های مذکور به همراه تفاوت راهکارهای آنها برای تریح و نیز ذاب را بررسی کند. برای تحقیقی کارآمد در مورد تفاوت های این دو گروه مدیومی از رسانه را مورد بررسی قرار دادم که از دهه ۱۹۸۰ توسط جهادی ها مورد استفاده قرار می گیرد و با استفاده از آن در دنیای دیجیتال شناسانده شدند. این مدیوم یعنی مجلات دو گروه اکنون دیگر تنها یک بخشی از بخشی های متنوع رسانه های جهادی است که شامل ویدئو، صوت و شبکه های اجتماعی می شوند. به هر حال همان طور که inspire و resurgenceبه عنوان نشریات القاعده و دابق به عنوان نشریه دولت اسلامی محتوای متنوع رسانه ای خود را از مجازی گوناگون به دست میآورند و منتشر می کنند نگاهی به آن ها می تواند دیدی جامع، فراگیر و کاربردی درباره نوع پروپاگانداری این دو گروه به ما بدهد. تحلیل محتوای این سه نشریه بر مبنای ۵ استدلال راهبردی است که از سوی کید و والتر درباره هویت تروریسم گفته شده است: فرسایش، ارعاب، تحریک، ایذایی، دست برتر.

پیش زمینه القاعده در دهه ۱۹۸۰ برای مقابله با شوروی در افغانستان ظهور کرد. میلیاردر سعودی اسامه بن لادن به همراه عبدالله عظام روحانی فلسطینی دفتر این سازمان را تاسیس کردند تا خدمات مربط به پشتیبانی جنگ، تسهیل عضوگیری، آموزش و تامین مالی هزاران جنگجوی خارجی را بر عهده بگیرد. بن لادن پس از آن این تشکیلات اولیه را به سازمانی استوار و مستحکم تبدیل کرد تا جهاد را به خارج از /*۵۶افغانستان نیز گسترش داده و سرانجام به ایجاد حوادث ۱۱ سپتامبر نائل بیاید.

ایالات متحده پس از این حمله تصمیم به مقابله جدی با القاعده گرفت و همین مساله باعث شد سازمان القاعده از تک مرکز و تک فرماندهی بودن تا حدودی خارج شده و شاه های متنوع آن در مناطق و کشورهای گوناگون، برای تطبیق با شرایط و واقعیات جدیدی که برای ان ها پیش آمده بود، تشکیل شوند. القاعده عراق به فرماندهی زرقاوی اولین گروهی بود که به این ساختار در سال ۲۰۰۴ پیوست و پس از آن نیز گروه سلغی برای مبارزه و نبرد به القاعده مغرب اسلامی تغییر نام داد.

در سال ۲۰۰۹ باقی مانده شاخه القاعده در یمن و عربستان به القاعده شبه جزیره عرب تغییر نام پیدا کرد. تازه ترین تحول در ساختار القاعده نیز تشکیل گروه های مرتبط با القاعده با نام های النصره در سوریه، الشباب در سومالی و القاعده در شبه قاره هند است.

اگر چه می توان القاعده شبه جزیره عرب را مطیع ترین شاخه القاعده دانست با این حال القاعده عراق از ابتدا نیز مانند فرزندی متمرد بود. اگر چه ریشه های فعالیت زرقاوی به افغانستان و روزهای ابتدایی القاعده بر می گردد اما او تا سال ۲۰۰۴ به بن لادن اعلام وفاداری نکرد چرا که به دکترینی سرسخت تر معتقد بود. او کینه سرسختی نسبت به شیعیان داشت و مجموعه ای از انفجارها و عملیات ها را به منظور به راه انداختن جنگ طیفه ای در عراق هدایت کرد. سازمان القاعده مرکزی نسبت به خشونت بیش از حد القاعده عراق و نیز این تاکتیک او انتقاد داشت. با این حال القاعده عراق برنامه داشت تا دولت اسلامی را در عراق به راه بیندازد و سازمان القاعده مرکزی نیز علی رغم این که در خغا مخالف بود، مجبور شد در انظار عمومی از این کار حمایت کند.

سرانجام القاعده عراق به دولت اسلامی یا دولت اسلامی عراق با سرگردگی جانشین زرقاوی یعنی ابوعمر البغدادی تغییر نام داد با این حال با انتخاب رهبر بعدی این گروه یعنی ابوبکر البغدادی حالا دیگر دولت اسلامی از یک تغییر نام ساده در گروه القاعده فراتر رفته و ابعاد بیش تری گرفته بود.

در دوران رهبری بغدادی دوم بود که تفاوت ها و اختلافات دولت اسلامی و القاعده مرکزی فاش شد. پس از این که دولت اسلامی برخلاف دستور مستقیم القاعده مرکزی به سوریه وارد شد جانشین بن لادن یعنی ایمن الظواهری به طور رسمی رابطه القاعده با دولت اسلامی را در ۲ فوریه ۲۰۱۴ قطع کرد. بغدادی نیز در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۴ احیای خلاقت اسلامی را با تغییر نام دولت اسلامی که تغییر نگاه این سازمان به سرزمین های مورد نظرش را نشان می داد، اعلام نمود. از آن زمان دولت اسلامی به گروهی تبدیل شد که ترور ویسم را با شورش و حکمرانی مخلوط کرد و بخش وسیعی از سرزمین ها شامل موصل در عراق ورقه در سوریه را در اختیار گرفت. با قبول اظهار وفاداری بوکو حرام در نیجریه و افزایش نفوذ و تاثیر بر گروه های خشن لیبی، شاخه های جدیدی از این گروه نیز به زودی پدید آمد. عملکرد دولت اسلامی به طور گسترده ای توسط شاخه های متن نوع رسانه ای آن، مرکز رسانه ای الحیات و مجله دابق و ویدئوهای منتشر به ثبت رسید.

دابق به عنوان نشریه ای معرفی شد که بر مبنای توحید، منهج ، هجرت، جهاد و جامعه منتشر شده است.

در عین حال القاعده مغرب اسلامی همچنان تحت نظر سازمان مرکزی القاعده قرار داشت. این شاخه خشن ترین و خون ریز ترین شاخه القاعده بود که در عین توانایی نفوذ بیش تر در یمن نیم نگاهی هم به دشمنان خود در غرب داشت. القاعده مغرب اسلامی در سال ۲۰۱۲ نشریه انگلیسی زبانی به نام اینسپایر منتشر کرد که بعدها توسط عامل حمله برای ساختن بمبی که سرانجام ۲۶۳ نفر را در ماراتن بوستن به تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۱۳ کشته و مجروح کرد مورد استفاده قرار گرفته بود.

در ژانویه ۲۰۱۳ نیز القاعده مغرب اسلامی مسئولیت کشتار مشهور شارلی ابد و در فرانسه را بر عهده گرفت. سردبیر شارلی ابدو پیش از این در نشریه این سازمان جرو ۱۰ نفر فرد تحت تعقیب به دلیل جنایت علی اسلام قرار گرفته بود.

القاعده مغرب اسلامی دلایل انتشار این نشریه را تشویق انگلیسی زبان ها به جهاد و آموزش شیوه جهاد به همه مسلمانانی دانسته بود که در دنیای غرب می خواهند دست به جهاد بزنند. ژانویه ۲۰۱۴ بود که القاعده شبه قاره هند هم اعلام موجودیت کرده و جنوب آسیا را منطقه جهاد توصیف نمود. به نظر می رسد ایجاد این سازمان تلاشی بود برای مقابله با دولت اسلامی ولی به هر حال تاکنون نتوانسته مناطق خاصی را به دست آورد. مجله بعدی القاعده ریسرجنسی بود که توسط شاخه شبه قاره با اهدافی مشابه تاسیس شد: تلاشی برای گسترش پیام اسلام و احیای جهاد که در درجه اول بر روی هماهنگی مسلمانان شبه قاره تمرکز خواهد کرد و در کنار آن همه مسلمانان را تشویق می کند به هدف قرار دادن دشمن اصلی اسلام و مسلمانان یعنی آمریکا.

تهدیدات عمده دو گروه القاعده و دولت اسلامی عمدتا به یک تهدید اصلی که همان تمرکز برای جنگ علیه غرب است محدود می شود. این کار باعث می شود تفاوت چشم اندازها و نگاه های مهم میان این دو گروه نادیده گرفته شود. برخی از تفاوت های این دو گروه در قسمت های بعدی خواهد آمد.

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

متاسفیم. نظرات بسته است.